هوش مصنوعی:
این شعر از عشق نافرجام، رنجهای عاشقانه و ناامیدی از یار سخن میگوید. شاعر از آتش عشق، خیال معشوق، ملامت زاهد و جفای بخت مینالد و در نهایت به تنهایی و نابودی خود اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و وجود مضامینی مانند رنج، ناامیدی و تنهایی نیاز به درک و بلوغ عاطفی دارد که معمولاً در نوجوانان بالای 16 سال شکل میگیرد.
شماره ۶۷۹ - چو آتشپاره از در درآمد خانه گلشن شد
چو آتشپاره از در درآمد خانه گلشن شد
چه آتشپاره کز رویش چراغ دیده روشن شد ۱
خیال دانه خالش من از دل چون کنم بیرون
که آن تخم بلایکدانه بود امروز خرمن شد ۲
ملامت تا بکی زاهد، قیامت نخواهد زد
که از بهر بتان جون من مسلمانی برهمن شد ۳
به کنج غم نماند از من بغیر از ذره خاکی
که آنهم باغبار آه من بیرون ز روزن شد ۴
دل گمگشته ام پیدا نشد جز در خیال آخر
تن چون رشته هم ظاهر مگر در چشم سوزن شد ۵
نماند آن یاری از بختم که بودش دوستی اهلی
جفای بخت من بنگر که با من درست دشمن شد ۶
چه آتشپاره کز رویش چراغ دیده روشن شد ۱
خیال دانه خالش من از دل چون کنم بیرون
که آن تخم بلایکدانه بود امروز خرمن شد ۲
ملامت تا بکی زاهد، قیامت نخواهد زد
که از بهر بتان جون من مسلمانی برهمن شد ۳
به کنج غم نماند از من بغیر از ذره خاکی
که آنهم باغبار آه من بیرون ز روزن شد ۴
دل گمگشته ام پیدا نشد جز در خیال آخر
تن چون رشته هم ظاهر مگر در چشم سوزن شد ۵
نماند آن یاری از بختم که بودش دوستی اهلی
جفای بخت من بنگر که با من درست دشمن شد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۷۸ - ذوق دیدار تو در جان بلاکش باشد
گوهر بعدی:شماره ۶۸۰ - اگر چه مستی می صد عذاب میآرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.