خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و مهر عمیق سخن میگوید، با تصاویری از خاک، آه، اشک، و طبیعت. شاعر از جدایی و رنج عشق مینالد و تأثیر آن را بر روح و جهان توصیف میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۶۸۹ - از خاک رهم عشق بر افلاک برآرد
از خاک رهم عشق بر افلاک برآرد
چون ذره مرا مهر تو از خاک برآرد ۱
تا رفت گل روی تو از گلشن چشمم
مژگان در چشم از خس و خاشاک برآرد ۲
شبها بسر خاک شهیدت نه چراغ است
آهی است که او از جگر چاک برآرد ۳
از آه من آسوده نباشد ملایک
کاین آتش دل دود ز افلاک برآرد ۴
بزدود مه روی تو از صیقل ابرو
هر زنک که آیینه ادراک برآرد ۵
هر خار که آلوده بپای سگت از خون
چشم از مژه اشک فشان پاک برآرد ۶
شد در صدف دیده اهلی در اشکی
هر ژاله که آن روی عرقناک برآرد ۷
چون ذره مرا مهر تو از خاک برآرد ۱
تا رفت گل روی تو از گلشن چشمم
مژگان در چشم از خس و خاشاک برآرد ۲
شبها بسر خاک شهیدت نه چراغ است
آهی است که او از جگر چاک برآرد ۳
از آه من آسوده نباشد ملایک
کاین آتش دل دود ز افلاک برآرد ۴
بزدود مه روی تو از صیقل ابرو
هر زنک که آیینه ادراک برآرد ۵
هر خار که آلوده بپای سگت از خون
چشم از مژه اشک فشان پاک برآرد ۶
شد در صدف دیده اهلی در اشکی
هر ژاله که آن روی عرقناک برآرد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۸۸ - گر آه کشم آن سگ کویم بسر آید
گوهر بعدی:شماره ۶۹۰ - آگه از شمع رخش هم عاشقی چون من شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.