خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عشق و رنجهای آن سخن میگوید. شاعر از درد عشق و اشتیاق به معشوق مینالد و بیان میکند که عشق واقعی نیازمند فداکاری و گذشتن از خود است. او همچنین به زیباییهای عشق اشاره میکند و اینکه عشق میتواند حتی زشتترین چیزها را زیبا کند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و فداکاری نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۶۹۰ - آگه از شمع رخش هم عاشقی چون من شود
آگه از شمع رخش هم عاشقی چون من شود
هر کجا در گیرد آتش سوزاو روشن شود ۱
یارمیباید که باشد، خانه گو ویرانه باش
زانکه گر گلخن بود از روی او گلشن شود ۲
عشقبازان را بدل باری که خوانندش بلا
دانه مهری بود پرورش خرمن شود ۳
شوخ خونخواری که هر کس دید آهی میکشد
آه از آنجانی که آن خونخواره را مسکن شود ۴
گرتنت سوزد چو شمع از عشق اهلی غم مخور
عاشق آزاده کی هرگز اسیر تن شود ۵
هر کجا در گیرد آتش سوزاو روشن شود ۱
یارمیباید که باشد، خانه گو ویرانه باش
زانکه گر گلخن بود از روی او گلشن شود ۲
عشقبازان را بدل باری که خوانندش بلا
دانه مهری بود پرورش خرمن شود ۳
شوخ خونخواری که هر کس دید آهی میکشد
آه از آنجانی که آن خونخواره را مسکن شود ۴
گرتنت سوزد چو شمع از عشق اهلی غم مخور
عاشق آزاده کی هرگز اسیر تن شود ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۸۹ - از خاک رهم عشق بر افلاک برآرد
گوهر بعدی:شماره ۶۹۱ - مرا که گبر و مسلمان نظر پرست شناسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.