شاعر در این متن از درد فراق و غم عشق مینالد و از خداوند میخواهد که او را از این دریای غم نجات دهد. او از زخمهای عشق سخن میگوید و بیان میکند که هرچند دور از معشوق است، اما تصویر او همیشه در نظرش حاضر است. شاعر همچنین از معشوق میخواهد که خود را فقط به عاشقان نشان دهد، زیرا حضور او برای آنها مانند تاجی بر سر است. در پایان، شاعر اشاره میکند که مردم بدون دیدن معشوق، به او عیب میگیرند، اما اگر چهرهاش آشکار شود، این عیبها به هنر تبدیل میشوند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی و شناختی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۶۹۳ - سرا پای تنم هر دم ز موج دیده تر گردد
بغرقاب غمم زین بحر یارب زود برگردد ۱
جراحتها که از تیرت مرا در سینه چاک است
بناحق میخراشم دمبدم تا تازه تر گردد ۲
چنین کافتاده ام دور از تو اینم زنده میدارد
که هر جا بنگرم شکل توام پیش نظر گردد ۳
سمند خویش اجولان مده جز پیش مشتاقان
که گر گردی برآید عاشقانرا تاج سر گردد ۴
ترا نادیده عیب اهلی مسکین کند هر کس
بر افکن برقع از عارض که عیب او هنر گردد ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.