خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد عشق نافرجام و رشک و غبطه به رقیب سخن میگوید. شاعر از بیوفایی معشوق شکایت دارد و آرزوی مرگ رقیب یا خودش را میکند. همچنین، از غیرت و درد ناشی از عشق و جفای معشوق مینالد و به فلک و طبیب بیوفا اعتراض میکند.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و گاه تلخ مانند رشک، مرگ و جفاست که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامناسب باشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک و مفاهیم پیچیدهی عرفانی و عاشقانه دارد.
شماره ۶۹۶ - رشک رقیب تا کیم ای بیوفا کشد
رشک رقیب تا کیم ای بیوفا کشد
خواهم اجل رقیب ترا یا مرا کشد ۱
میرم ز درد اگر بتو گوید کسی سخن
غیرت بلاست وه که مرا این بلا کشد ۲
پروانه یی که رشک ز بیگانه میبرد
دستش بغیر چون نرسد خویش را کشد ۳
تا کی فلک به مهر جهانی بپرورد
وان ناخدای ترس به تیغ جف کشد ۴
باری بپرس اهلی از آن بیوفا طبیب
کآخر چو خسته یی ننوازد چرا کشد ۵
خواهم اجل رقیب ترا یا مرا کشد ۱
میرم ز درد اگر بتو گوید کسی سخن
غیرت بلاست وه که مرا این بلا کشد ۲
پروانه یی که رشک ز بیگانه میبرد
دستش بغیر چون نرسد خویش را کشد ۳
تا کی فلک به مهر جهانی بپرورد
وان ناخدای ترس به تیغ جف کشد ۴
باری بپرس اهلی از آن بیوفا طبیب
کآخر چو خسته یی ننوازد چرا کشد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۹۵ - صبا چو جعد سر زلف یار من بگشود
گوهر بعدی:شماره ۶۹۷ - هرچند بیخم میکنی، وصلت گرم خرم کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.