هوش مصنوعی:
این متن به درد عشق و رنجهای عاشقانه میپردازد. شاعر از درد دلهای عاشقانه، زخمهای زبان، و نبود مرهمی برای التیام سخن میگوید. همچنین، از نگاه آفتاب به ذرات عالم و مقایسهی خود با آنها استفاده میکند تا احساس تنهایی و بیپناهی خود را بیان کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و غمانگیز است که درک آنها ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۷۰۰ - کسی از خار خار جان مجنون کی خبر دارد
کسی از خار خار جان مجنون کی خبر دارد
مگر هم ناقه لیلی که خاری در جگر دارد ۱
ز زهر چشم او مردم دریغا آب چشم من
چه پروردم بخون دل نهالی کاین ثمر دارد ۲
گرفتم ذره خاکم چرا بر من نمی تابد
چو با ذرات عالم آفتاب من نظر دارد ۳
نیابم مرهمی از کس همه زخم زبان بینم
دلم ریش است و هر کسرا که بینم نیشتر دارد ۴
خراش سینه اهلی ندارد در بلا سودی
به ناخن چون کسی کوه بلا از پیش بردارد؟ ۵
مگر هم ناقه لیلی که خاری در جگر دارد ۱
ز زهر چشم او مردم دریغا آب چشم من
چه پروردم بخون دل نهالی کاین ثمر دارد ۲
گرفتم ذره خاکم چرا بر من نمی تابد
چو با ذرات عالم آفتاب من نظر دارد ۳
نیابم مرهمی از کس همه زخم زبان بینم
دلم ریش است و هر کسرا که بینم نیشتر دارد ۴
خراش سینه اهلی ندارد در بلا سودی
به ناخن چون کسی کوه بلا از پیش بردارد؟ ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۹۹ - چشم صاحبدل نظر چون بر رخ گل میکند
گوهر بعدی:شماره ۷۰۱ - چه عیب ار خون بگریم چون مرا رندی ز کوی خود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.