هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد فراق و دوری از معشوق مینالد. او از اشکهای حسرت، رشک و غیرت سخن میگوید و بیان میکند که چگونه نامهی معشوق باعث شوق و حرکت در او میشود. این شعر حالتی عاشقانه و غمگین دارد و احساسات عمیق شاعر را نشان میدهد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عاطفی عمیق و پیچیدهای است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد.
شماره ۷۰۱ - چه عیب ار خون بگریم چون مرا رندی ز کوی خود
چه عیب ار خون بگریم چون مرا رندی ز کوی خود
دلم خونست ازین درد و نمیآرم بروی خود ۱
چو راز خود گشایم با تو چندان گریه زور آرد
که یابم صد گره همچو صراحی در گلوی خود ۲
از آن رو اشک حسرت دمبدم در آستین ریزم
که میشویم به آب دیده دست آرزوی خود ۳
گه از رشک و گه از غیرت همی سوزم که چون کاکل
هم آغوشت نمی یابم تن کمتر ز موی خود ۴
ز شوق نامه ات اهلی چو گرد از جای میخیزد
ز هر مرغی که بال افشان همی بیند بسوی خود ۵
دلم خونست ازین درد و نمیآرم بروی خود ۱
چو راز خود گشایم با تو چندان گریه زور آرد
که یابم صد گره همچو صراحی در گلوی خود ۲
از آن رو اشک حسرت دمبدم در آستین ریزم
که میشویم به آب دیده دست آرزوی خود ۳
گه از رشک و گه از غیرت همی سوزم که چون کاکل
هم آغوشت نمی یابم تن کمتر ز موی خود ۴
ز شوق نامه ات اهلی چو گرد از جای میخیزد
ز هر مرغی که بال افشان همی بیند بسوی خود ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۰۰ - کسی از خار خار جان مجنون کی خبر دارد
گوهر بعدی:شماره ۷۰۲ - ناقه لیلی که سر در کوه و هامون میکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.