خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد و غم عشق و جدایی میگوید و از نالههایش برای بیان رنجهای درونی استفاده میکند. او از خارهای زندگی و دوری از معشوق شکایت دارد و بیان میکند که گفتن حالش به دیگران فایدهای ندارد.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که درک آنها به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۷۰۲ - ناقه لیلی که سر در کوه و هامون میکند
ناقه لیلی که سر در کوه و هامون میکند
در بن هر خار جستجوی مجنون میکند ۱
گوش بر افسانه من خلق را دفع ملال
این حکایتها که من دارم جگر خون میکند ۲
زنده ام من از غم دل پس دلی کو بی غم است
یارب او زندگانی در جهان چون میکند ۳
خار خارم میدهی از رشگ زان دورم که تو
با تو بودن جان من در دل افزون میکند ۴
حال گفتن با تو اهلی را ندارد فایده
حالیا دردی ز دل یکباره بیرون میکند ۵
در بن هر خار جستجوی مجنون میکند ۱
گوش بر افسانه من خلق را دفع ملال
این حکایتها که من دارم جگر خون میکند ۲
زنده ام من از غم دل پس دلی کو بی غم است
یارب او زندگانی در جهان چون میکند ۳
خار خارم میدهی از رشگ زان دورم که تو
با تو بودن جان من در دل افزون میکند ۴
حال گفتن با تو اهلی را ندارد فایده
حالیا دردی ز دل یکباره بیرون میکند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۰۱ - چه عیب ار خون بگریم چون مرا رندی ز کوی خود
گوهر بعدی:شماره ۷۰۳ - خاک ره خواست سرم یار و چنان خواهد بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.