خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق و فراق یار خود سخن میگوید. او بیان میکند که هرچه یار بخواهد، همان خواهد شد و جانش فدای اوست. شاعر از درد فراق و زخمهای عشق میگوید و اشاره میکند که حتی پس از مرگ نیز عشق او باقی خواهد ماند. در نهایت، او عشق خود را با فداکاری کامل بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به مرگ و فداکاری ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۷۰۳ - خاک ره خواست سرم یار و چنان خواهد بود
خاک ره خواست سرم یار و چنان خواهد بود
هرچه او بر سر ما خواست همان خواهد بود ۱
جان من رفتی و چون صورت بیجان برهت
چشم من تا بقیامت نگران خواهد بود ۲
میروی سرو من از دیده و جانی که مراست
همچو آب از پیت ای سرو روان خواهد بود ۳
من بشکرانه کنم جان سپر تیر هلاک
گر هلاک من از آن دست و کمان خواهد بود ۴
زخم تیرت طلب آن روز که من خاک شوم
ز استخوانهای سفیدم که نشان خواهد بود ۵
گر بداغ تو روم تا ابد از خاک مرا
لاله وار آتش دل شعله زنان خواهد بود ۶
گرچه خارم گلم از خاک دمد چون به رهت
سر من خاک کف پای سگان خواهد بود ۷
قصه کوته کند و بر دوست فشان جان اهلی
چند گویی که چنین است و چنان خواهد بود ۸
هرچه او بر سر ما خواست همان خواهد بود ۱
جان من رفتی و چون صورت بیجان برهت
چشم من تا بقیامت نگران خواهد بود ۲
میروی سرو من از دیده و جانی که مراست
همچو آب از پیت ای سرو روان خواهد بود ۳
من بشکرانه کنم جان سپر تیر هلاک
گر هلاک من از آن دست و کمان خواهد بود ۴
زخم تیرت طلب آن روز که من خاک شوم
ز استخوانهای سفیدم که نشان خواهد بود ۵
گر بداغ تو روم تا ابد از خاک مرا
لاله وار آتش دل شعله زنان خواهد بود ۶
گرچه خارم گلم از خاک دمد چون به رهت
سر من خاک کف پای سگان خواهد بود ۷
قصه کوته کند و بر دوست فشان جان اهلی
چند گویی که چنین است و چنان خواهد بود ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۰۲ - ناقه لیلی که سر در کوه و هامون میکند
گوهر بعدی:شماره ۷۰۴ - بذات حق که مرا تا وجود خواهد بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.