هوش مصنوعی:
این متن بیانگر درد و رنج عاشقی است که از همنشینی با معشوق محروم شده و این محرومیت باعث دشمنی دیگران با او شده است. شاعر از سوختن دل خود مانند شمع و تلاشهای بیثمر برای درمان آن میگوید. همچنین، او از تأثیرات منفی این عشق بر زندگی خود و سوءتفاهم مردم سخن میگوید. در پایان، اشاره میکند که در حالی که دیگران به مقصود رسیدهاند، او در آتش عشق سوخته است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۷۱۰ - تا تورا آرزوی همنفسی با من شد
تا تورا آرزوی همنفسی با من شد
هر کجا همنفسی بود بمن دشمن شد ۱
در علاج دل بیمار که چونشمع بسوخت
سعی بسیار نمودیم و دوا کشتن شد ۲
بسکه اندیشه خالت ز دل من سر زد
آخر این تخم بلا در دل من خرمن شد ۳
خلق را دوش گمان شد که مرا خانه بسوخت
بسکه دود از جگر سوخته بر روزن شد ۴
نیکبختان همه در گلشن مقصود شدند
اهلی سوخته دل بود که در گلخن شد ۵
هر کجا همنفسی بود بمن دشمن شد ۱
در علاج دل بیمار که چونشمع بسوخت
سعی بسیار نمودیم و دوا کشتن شد ۲
بسکه اندیشه خالت ز دل من سر زد
آخر این تخم بلا در دل من خرمن شد ۳
خلق را دوش گمان شد که مرا خانه بسوخت
بسکه دود از جگر سوخته بر روزن شد ۴
نیکبختان همه در گلشن مقصود شدند
اهلی سوخته دل بود که در گلخن شد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۴۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۰۹ - از سایه خود میرمد دل کز رقیب آزرده شد
گوهر بعدی:شماره ۷۱۱ - فیروزی بخت همه کس لعل تو بخشید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.