هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از درد هجران و آرزوی وصال معشوق میگوید. او از رنجهای دوری مینالد اما امیدوار است که روزی به وصال یار برسد و زخمهای دلش التیام یابد. شاعر معشوق را به گلی زیبا تشبیه میکند که حتی فلک نیز چشمبهراه آن است. در نهایت، او با وجود رنجهای فراوان، خوشحال است که نام و یادش با معشوق پیوند خورده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۷۲۵ - خوش آنکه دل زغم هجر بر کناری بود
خوش آنکه دل زغم هجر بر کناری بود
زیمن وصل تو فرخنده روزگاری بود ۱
هزار زخم اگر میرسید خوش بودم
که مرهم دلم از وصل چون تو یاری بود ۲
تو آن گلی که فلک با وجود یوسف هم
به نوبهار تواش چشم انتظاری بود ۳
دلم زهجر تو شد همچو غنچه پژمرده
خوش آنکه همچو نسیمت بمن گذاری بود ۴
تنم بباد فنا شد ولی خوشم کآخر
ز راه ما و تو برخاست گر غباری بود ۵
کس این زمان نشمارد بهیچ اهلی را
خوش آنکه پیش سگان تو در شماری بود ۶
زیمن وصل تو فرخنده روزگاری بود ۱
هزار زخم اگر میرسید خوش بودم
که مرهم دلم از وصل چون تو یاری بود ۲
تو آن گلی که فلک با وجود یوسف هم
به نوبهار تواش چشم انتظاری بود ۳
دلم زهجر تو شد همچو غنچه پژمرده
خوش آنکه همچو نسیمت بمن گذاری بود ۴
تنم بباد فنا شد ولی خوشم کآخر
ز راه ما و تو برخاست گر غباری بود ۵
کس این زمان نشمارد بهیچ اهلی را
خوش آنکه پیش سگان تو در شماری بود ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۲۴ - آمد آن عیسی نفس کز عشوه و نازم کشد
گوهر بعدی:شماره ۷۲۶ - ساقی ز زهر چشم بمن قهر میکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.