هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق ناامید و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از بیوفایی یار، نازهای باغبان، و اسارت در زلف معشوق شکایت دارد و خود را به دیوانهای تشبیه میکند که در بیابان عدم سر مینهد. در نهایت، با وجود همه رنجها، شاعر به امید قبول شدن، سر بر آستان معشوق مینهد.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و تشبیههای بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۷۳۰ - شد سگش یار رقیب و جور با خود میکند
شد سگش یار رقیب و جور با خود میکند
با بدان هر کو نکویی میکند بد میکند ۱
سرو من در باغ و نگشاید در من باغبان
باغبان هم ناز بر من زان سهی قد میکند ۲
در بیابان عدم سر مینهم دیوانه وار
زلف چون زنجیر او بازم مقید میکند ۳
می زدن کی از سفال آنسگ کو حد ماست
ما چه سگ باشیم او خود لطف بیحد میکند ۴
سر بنه بر آستان او بامید قبول
گر قبولت میکند اهلی و گر رد میکند ۵
با بدان هر کو نکویی میکند بد میکند ۱
سرو من در باغ و نگشاید در من باغبان
باغبان هم ناز بر من زان سهی قد میکند ۲
در بیابان عدم سر مینهم دیوانه وار
زلف چون زنجیر او بازم مقید میکند ۳
می زدن کی از سفال آنسگ کو حد ماست
ما چه سگ باشیم او خود لطف بیحد میکند ۴
سر بنه بر آستان او بامید قبول
گر قبولت میکند اهلی و گر رد میکند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۲۹ - هیچ لب تشنه به میخانه سری بر نکند
گوهر بعدی:شماره ۷۳۱ - گرچه از عشق بتان صبر و دل و هوشم شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.