هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از تجربه عاشقانه خود میگوید که با وجود دردها و رنجهای عشق، باز هم به عشق روی آورده است. او از یادآوری معشوق و تأثیر عمیق آن بر روح و روان خود سخن میگوید و از نالههای ناشی از هجران شکایت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند هجران و رنج عشق ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۷۳۱ - گرچه از عشق بتان صبر و دل و هوشم شد
گرچه از عشق بتان صبر و دل و هوشم شد
باز عاشق شدم آن جمله فراموشم شد ۱
هیچ سروی نگرفتم به بر از یاد قدش
که نه در خون دل آغشته در آغوشم شد ۲
چاک دامان قبا بر زده از من چو گذشت
چاکها در دل از آن سرو قبا پوشم شد ۳
دوش ساقی بیکی جرعه که در کارم کرد
سبحه رفت از کف و سجاده هم از دوشم شد ۴
اهلی از تلخی هجران نکنی ناله که چرخ
نیش زد هرکه از او آرزوی نوشم شد ۵
باز عاشق شدم آن جمله فراموشم شد ۱
هیچ سروی نگرفتم به بر از یاد قدش
که نه در خون دل آغشته در آغوشم شد ۲
چاک دامان قبا بر زده از من چو گذشت
چاکها در دل از آن سرو قبا پوشم شد ۳
دوش ساقی بیکی جرعه که در کارم کرد
سبحه رفت از کف و سجاده هم از دوشم شد ۴
اهلی از تلخی هجران نکنی ناله که چرخ
نیش زد هرکه از او آرزوی نوشم شد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۳۰ - شد سگش یار رقیب و جور با خود میکند
گوهر بعدی:شماره ۷۳۲ - هر شمع جمالی که بر افروخته باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.