هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر درد عشق و جدایی است. شاعر از تأثیر نگاه معشوق بر جان و دل خود میگوید و از غم فراق شکوه میکند. او عشق را ویرانگر دل میداند، اما در عین حال آن را گنجی بینظیر میخواند که گدایی را پادشاه میکند. شاعر از سوزش دل و آه سینه مینالد و جایگاه معشوق را در دل خود برتر از فرشتگان و پریان میداند. در پایان، او عشق خود را به معشوق، حتی اگر کفرآمیز باشد، با خداوند گواه میگیرد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسال دشوار است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند کفر و عشق آتشین ممکن است برای گروههای سنی پایین نامناسب باشد.
شماره ۷۶۰ - در جان و دل بیک نگه آن شوخ راه کرد
در جان و دل بیک نگه آن شوخ راه کرد
آنشوخ هرچه کرد هم از یک نگاه کرد ۱
ای شاه حسن در دل ویران ز عشق تست
گنجی که صدهزار گدا پادشاه کرد ۲
من بی تو چون زنم دم خوش؟ کاتش غمت
در سینه هر نفس که زدم دود آه کرد ۳
جای فرشته نیست چه جای پری وشان
در خلوت دلم که غمت تکیه گاه کرد ۴
چند از خیال خط تو مشق جنون کنم
سودا ببین که نامه عمرم سیاه کرد ۵
کافر دلم بعشق دو زنارت ایصنم
یکرنگ کفر گشت و خدا را گواه کرد ۶
منت ز آفتاب نبرد از فرشته هم
اهلی که سایه سگ این در پناه کرد ۷
آنشوخ هرچه کرد هم از یک نگاه کرد ۱
ای شاه حسن در دل ویران ز عشق تست
گنجی که صدهزار گدا پادشاه کرد ۲
من بی تو چون زنم دم خوش؟ کاتش غمت
در سینه هر نفس که زدم دود آه کرد ۳
جای فرشته نیست چه جای پری وشان
در خلوت دلم که غمت تکیه گاه کرد ۴
چند از خیال خط تو مشق جنون کنم
سودا ببین که نامه عمرم سیاه کرد ۵
کافر دلم بعشق دو زنارت ایصنم
یکرنگ کفر گشت و خدا را گواه کرد ۶
منت ز آفتاب نبرد از فرشته هم
اهلی که سایه سگ این در پناه کرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۵۹ - به مهر او اثرم جز دریغ و درد نماند
گوهر بعدی:شماره ۷۶۱ - رخ تو داغ کهن تازه از ملاحت کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.