هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غمگین، احساسات شاعر را درباره عشق، جدایی و تنهایی بیان میکند. شاعر از درد فراق و تغییر یاران به دشمنان میگوید و از تاریکی دل خود سخن میراند. همچنین، او از زیباییهای طبیعت و تأثیر آن بر روح خود یاد میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و غمگین، همراه با استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده، ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات جدی مانند تنهایی و درد فراق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۷۷۰ - دی نظر دیده بر آن نعل سم توسن کرد
دی نظر دیده بر آن نعل سم توسن کرد
صیقلی دید که آیینه جان روشن کرد ۱
دوست شد یارم و یاران بمن اغیار شدند
دوست بنگر که همه خلق جهان دشمن کرد ۲
این نه آن بود که شد همسخنم وقت وداع
جان من بود که میرفت و سخن با من کرد ۳
خار در دیده من باد بجای مژه ام
گر دلم بی رخ او چشم سوی گلشن کرد ۴
عاشق غمزده بی او چو بگلشن بگذشت
گلشن او دو دل سوخته چون گلخن کرد ۵
دل تاریک مرا خانه خود کرد و خوش است
که به تیر مژه آن خانه پر از روزن کرد ۶
سایه بر عرش برین کی برسد چون خورشید
هرکه چون اهلی مسکین نه در او مسکین کرد ۷
صیقلی دید که آیینه جان روشن کرد ۱
دوست شد یارم و یاران بمن اغیار شدند
دوست بنگر که همه خلق جهان دشمن کرد ۲
این نه آن بود که شد همسخنم وقت وداع
جان من بود که میرفت و سخن با من کرد ۳
خار در دیده من باد بجای مژه ام
گر دلم بی رخ او چشم سوی گلشن کرد ۴
عاشق غمزده بی او چو بگلشن بگذشت
گلشن او دو دل سوخته چون گلخن کرد ۵
دل تاریک مرا خانه خود کرد و خوش است
که به تیر مژه آن خانه پر از روزن کرد ۶
سایه بر عرش برین کی برسد چون خورشید
هرکه چون اهلی مسکین نه در او مسکین کرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۶۹ - یک سخن گفت آن لب و جان شهیدان تازه کرد
گوهر بعدی:شماره ۷۷۱ - هیچم ز گریه قدر برین خاک کو نماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.