هوش مصنوعی: این متن شعری است که درد عشق و هجران را بیان می‌کند. شاعر از بی‌تابی دل در فراق یار می‌گوید و رنج ناشی از دوری و حتی وصلت را توصیف می‌کند. او از بی‌وفایی و رشک گلرخان شکایت دارد و خود را همچون سگی وفادار می‌داند که بارها رانده شده اما باز می‌گردد. همچنین، اشاره‌ای به جنون عشق و رازداری اهل درد دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جنون عشق و رنج هجران نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

شماره ۷۷۸ - دل ز فریب گلرخان بی تو شکیب چون کند

دل ز فریب گلرخان بی تو شکیب چون کند
کیست که خار خار تو از دل ما برون کند ۱

هجر تو جانگداز شد وصل تو جانگدازتر
کار دلم ز دست شد هم تو بگو که چون کند ۲

گر بچمن گذر کنی گل چو بتان ز رشگ تو
چهره خود بناخنان پیش تو غرق خون کند ۳

چند برانی ام ز در چون سگ و بازخوانی ام
کی سگ آزموده را کس دگر آزمون کند ۴

بوی جنون اگر دمد از دم عاشقان چه شد
هرکه نشست با پری چون حذر از جنون کند ۵

اهلی خسته درد تو هم ز تو می کند نهان
زان رخ زرد خویشرا پیش تو غرق خون کند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۷۷ - ایشه خوبان که ملک حسنت ارزانی بود
گوهر بعدی:شماره ۷۷۹ - خط سبزی که سر از لعل تو برخواهد کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.