خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از درد فراق، غم و عشق ناگسستنی سخن میگوید. شاعر از رنجهای عاشقانه، بیقراری و فداکاری در راه معشوق مینویسد و آرزو میکند که حتی دود دلهای سوخته به آسمان برسد. تصاویری مانند سوختن مانند شمع، خاک شدن در راه معشوق و خارهای بلا در مسیر عشق، احساسات عمیق و آتشین شاعر را نشان میدهد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز، استفاده از استعارههای پیچیده و احساسات شدید در شعر، برای درک بهتر به بلوغ عاطفی و شناختی نیاز دارد. نوجوانان در این سن معمولاً توانایی تحلیل چنین مضامینی را دارند.
شماره ۷۸۹ - دل خورد غم که چرا مرده صفت خاک شود
دل خورد غم که چرا مرده صفت خاک شود
زنده چون شمع بسوزش که زغم پاک شود ۱
نه من از زخم فراق تو جگر چاک شدم
گر بکوهی رسد این زخم جگر چاک شود ۲
گر سگ کوی تو خونم بخورد غم نبود
غم از آنست که دیوانه و بی باک شود ۳
چند سوزد فلک از داغ فراقت دل خلق
آه اگر دود دل خلق بر افلاک شود ۴
همه جا در ره من خار بلا میروید
بسکه باران غم از دیده نمناک شود ۵
سر اهلی که سجودش همه در پای تو بود
بهتر آنست که هم در قدمت خاک شود ۶
زنده چون شمع بسوزش که زغم پاک شود ۱
نه من از زخم فراق تو جگر چاک شدم
گر بکوهی رسد این زخم جگر چاک شود ۲
گر سگ کوی تو خونم بخورد غم نبود
غم از آنست که دیوانه و بی باک شود ۳
چند سوزد فلک از داغ فراقت دل خلق
آه اگر دود دل خلق بر افلاک شود ۴
همه جا در ره من خار بلا میروید
بسکه باران غم از دیده نمناک شود ۵
سر اهلی که سجودش همه در پای تو بود
بهتر آنست که هم در قدمت خاک شود ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۸۸ - گذر ز حسن خوش این بت پرست پیر ندارد
گوهر بعدی:شماره ۷۹۰ - گر من از درد تو مردم هرگزت دردی مباد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.