این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که به ستایش لطف و مهربانی الهی میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند ذره و ماه، برق و چراغ، و سایه و خورشید، به بیان عظمت و بخشندگی پروردگار پرداخته و خود را در برابر این لطف بینهایت کوچک و شرمنده میداند. همچنین، شعر به موضوع عشق الهی، تواضع در برابر خداوند، و امید به آیندهای روشن اشاره دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده در این شعر، درک آن را برای کودکان دشوار میسازد. نوجوانان و بزرگسالان با دانش زبانی و شناخت بیشتری از ادبیات عرفانی میتوانند بهتر با این شعر ارتباط برقرار کنند.
شماره ۷۹۷ - حسنت که ذره را مه تابنده میکند
برقی است تا چراغ کرا زنده میکند ۱
من کیستم که لطف تو خواند سگ خودم
مار ا کمال لطف تو شرمنده میکند ۲
خود را بظل عشق رسان کاین همای بخت
مرغ خرابه طایر فرخنده میکند ۳
ساقی ز بسکه لطف کند جام لاله گون
چون نرگسم ز شرم سرافکنده میکند ۴
محمود باد عاقبت حسن آن پسر
کو پادشه برغبت خود بنده میکند ۵
سرو من از میان جوانان مباد گم
کو سایه بر فقیر کهن ژنده میکند ۶
خورشید چرخ را نرسد سایه یی زیار
این مرحمت به اهلی درمانده میکند ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.