هوش مصنوعی:
این متن بیانگر ناامیدی و یأس شاعر از دوستان نادرست و تجربیات تلخ زندگی است. شاعر از بیوفایی و نادرستی اطرافیان شکایت دارد و به این نتیجه میرسد که آنچه شنیده یا تصور کرده، با واقعیت متفاوت بوده است. او همچنین از رنجهای پنهان دل خود و دشمنی یار سابقش سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که ممکن است برای خوانندگان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین لحن غمگین و ناامیدانه متن برای سنین پایین مناسب نیست.
شماره ۷۹۸ - کم همنفسی پاکدل و راست زبان بود
کم همنفسی پاکدل و راست زبان بود
جز شمع بهر کسکه نشستیم زیان بود ۱
دیدیم پری را نه چنان بود که گفتیم
بسیار شنیدیم چو دیدیم نه آن بود ۲
در خاطر ما بود که جان صرف تو گردد
هر نکته که در خاطر ما گشت همان بود ۳
از سینه صد پاره بیکبار عیان شد
حال دل ما کز نظر خلق نهان بود ۴
در صومعه سجاده نشین نیز چو دیدیم
در حلقه ذکر از غم دل نعره زنان بود ۵
امروز نه لب میگزد از کینه من باز
تا بود مرا یار چنین دشمن جان بود ۶
اهلی تو همان روز که دیدی رخ آن مه
حال شب غم پیش تو چون روز عیان بود ۷
جز شمع بهر کسکه نشستیم زیان بود ۱
دیدیم پری را نه چنان بود که گفتیم
بسیار شنیدیم چو دیدیم نه آن بود ۲
در خاطر ما بود که جان صرف تو گردد
هر نکته که در خاطر ما گشت همان بود ۳
از سینه صد پاره بیکبار عیان شد
حال دل ما کز نظر خلق نهان بود ۴
در صومعه سجاده نشین نیز چو دیدیم
در حلقه ذکر از غم دل نعره زنان بود ۵
امروز نه لب میگزد از کینه من باز
تا بود مرا یار چنین دشمن جان بود ۶
اهلی تو همان روز که دیدی رخ آن مه
حال شب غم پیش تو چون روز عیان بود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۹۷ - حسنت که ذره را مه تابنده میکند
گوهر بعدی:شماره ۷۹۹ - خم مویش که در کین من بیمار می پیچد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.