هوش مصنوعی:
این متن شعری از حافظ است که به ارزش عشق و اصالت انسان میپردازد. شاعر عشق را بالاترین مقام برای انسان میداند و بیعشق بودن را بیارزش میخواند. او همچنین به اهمیت خدمت به اهل دل اشاره میکند و بیتمیزی را نکوهش میکند. در ادامه، شاعر از نوبت در بزم عشق و امکان رسیدن به سعادت سخن میگوید و در پایان، تواضع در برابر بزرگان را توصیه میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۸۰۶ - به تاج عشق سر آدمی عزیز بود
به تاج عشق سر آدمی عزیز بود
اگرنه عشق بود آدمی چه چیز بود ۱
تمیز خدمت اصحاب دل سگ آدم کرد
سگ است بهتر از آن کس که بی تمیز بود ۲
به نوبت است درین بزم جام وصل دلا
اگر نصیب شود دولت تو نیز بود ۳
چو ذره ظن مبر ای دل که پیش آن خورشید
هزار همچو تو را قدر یک پشیز بود ۴
تو گر به اهلی بی زر نظر کنی لطف است
وگرنه هرکه تو بینی بزر عزیز بود ۵
اگرنه عشق بود آدمی چه چیز بود ۱
تمیز خدمت اصحاب دل سگ آدم کرد
سگ است بهتر از آن کس که بی تمیز بود ۲
به نوبت است درین بزم جام وصل دلا
اگر نصیب شود دولت تو نیز بود ۳
چو ذره ظن مبر ای دل که پیش آن خورشید
هزار همچو تو را قدر یک پشیز بود ۴
تو گر به اهلی بی زر نظر کنی لطف است
وگرنه هرکه تو بینی بزر عزیز بود ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۱۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۰۵ - اگر آن پری بعاشق نظر از وصال دارد
گوهر بعدی:شماره ۸۰۷ - یارم وداع کرد و ز آغوش میرود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.