خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و دلبستگی به معشوق سخن میگوید. او از جلوهگری معشوق، تأثیر اشک بر زندگی، و امید به بازگشت دل رمیده سخن میراند. همچنین، اشارههایی به طبیعت و عناصری مانند خورشید و نسیم دارد که به زیبایی شعر افزودهاند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک برخی از استعارهها و اشارات عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۱۲ - سرم فدای رهی باد کان سوار آید
سرم فدای رهی باد کان سوار آید
سری که خاکره او نشد چه کار آید ۱
تو جلوه یی کن و صد مرغ دل بدام آور
چه حاجت است که طاووس در شکار آید ۲
خوش است گفت و شنید تو بی حکایت غیر
بلی خوش است نسیمی که بی غبار آید ۳
مگر تو روی بپوشی پری صفت که دمی
دل رمیده ما باز باقرار آید ۴
مران چو ذره محبان خویش ای خورشید
که گر یکی رود از دیده صدهزار آید ۵
ز گریه اهلی اگر آب زندگی باری
درخت بخت تو خشک است کی ببار آید ۶
سری که خاکره او نشد چه کار آید ۱
تو جلوه یی کن و صد مرغ دل بدام آور
چه حاجت است که طاووس در شکار آید ۲
خوش است گفت و شنید تو بی حکایت غیر
بلی خوش است نسیمی که بی غبار آید ۳
مگر تو روی بپوشی پری صفت که دمی
دل رمیده ما باز باقرار آید ۴
مران چو ذره محبان خویش ای خورشید
که گر یکی رود از دیده صدهزار آید ۵
ز گریه اهلی اگر آب زندگی باری
درخت بخت تو خشک است کی ببار آید ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۱۱ - شمشاد تو پروای کس از ناز ندارد
گوهر بعدی:شماره ۸۱۳ - عیبم مکن که عقل تو از کف زمام داد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.