این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که به موضوعاتی مانند عشق، تسلیم در برابر عشق الهی، انتقاد از صوفیان ریاکار، و ناپایداری دنیا میپردازد. شاعر از عیبجویی دیگران شکایت دارد و به تأثیرات عمیق عشق اشاره میکند که حتی پادشاهان را به تسلیم وا میدارد. همچنین، از دنیای فانی و ناپایدار انتقاد میکند و هشدار میدهد که جویندگان کامروایی در نهایت به دام اژدهای هوس خواهند افتاد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی ممکن است برای سنین پایین تر نامفهوم باشد.
شماره ۸۱۳ - عیبم مکن که عقل تو از کف زمام داد
بس جان که دل به پختن سودای خام داد ۱
نشنیده یی که عشق عنان مراد دل
از دست شه ربود و بدست غلام داد ۲
دانی سر نیاز مرا خاک ره که کرد
آنکس که سر و ناز بتانرا خرام داد ۳
هشیار تا بصبح قیامت کجا شود
مستی که دل بشاهد و ساقی و جام داد ۴
صوفی چو دید نگس سرمست یار ما
یکباره ترک تقوی و ناموس و نام داد ۵
اهلی مجوی کام که این چرخ کج نهاد
در کام اژدها کشد آنرا که کام داد ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.