خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از ناامیدی، دوری از معشوق و ناکامیهای زندگی میگوید. او احساس میکند که هیچ چیز به آرزوهایش نمیرسد و حتی خوابیدن هم تنها راه دیدن معشوق است. همچنین، او از بیمهری روزگار و نبود شادی در زندگی شکایت میکند.
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و ناامیدی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامناسب باشد. درک کامل این شعر نیاز به بلوغ عاطفی و تجربه زندگی دارد.
شماره ۸۱۴ - اجل درآمد و بخت از درم نمیآید
اجل درآمد و بخت از درم نمیآید
زپا فتادم و کس بر سرم نمی آید ۱
مگر بخواب به بینم خیال او ورنی
بهیچ شکل در برم نمی آید ۲
گر آفتاب شود در کنار من طالع
ز ضعف طالع خود در برم نمی آید ۳
چو لاله به که زنم جام عیش بسنگ
که بوی عشرت ازین ساغرم نمی آید ۴
حکایت از الف قد یار کن اهلی
که هیچ حرف ازین خوشترم نمی آید ۵
زپا فتادم و کس بر سرم نمی آید ۱
مگر بخواب به بینم خیال او ورنی
بهیچ شکل در برم نمی آید ۲
گر آفتاب شود در کنار من طالع
ز ضعف طالع خود در برم نمی آید ۳
چو لاله به که زنم جام عیش بسنگ
که بوی عشرت ازین ساغرم نمی آید ۴
حکایت از الف قد یار کن اهلی
که هیچ حرف ازین خوشترم نمی آید ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۱۳ - عیبم مکن که عقل تو از کف زمام داد
گوهر بعدی:شماره ۸۱۵ - سرشک شادی وصل از چه جانگداز آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.