هوش مصنوعی:
شاعر در این متن با استفاده از تصاویر شعری مانند سوخته خرمن، خاک سر، دامن پاک، و گل تازه، از معشوق میخواهد که از کنار او نگذرد و به او توجه کند. او تأکید میکند که معشوق نور چشم اوست و از او میخواهد که با وجود تاریکیهای دل، از کنارش نگذرد. همچنین، شاعر از معشوق میخواهد که به سخنان دشمنان توجه نکند و به دوستان وفادار بماند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و غنایی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر شعری مانند 'سوخته خرمن' و 'خون کس' ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
شماره ۸۲۱ - شهسوارا، ز من سوخته خرمن مگذر
شهسوارا، ز من سوخته خرمن مگذر
تا سرم خاک نسازی ز سر من مگذر ۱
خون کس دامن پاک تو نگیرد هرگز
از سر کشته خود برزده دامن مگذر ۲
در دل تیره اگر میگذری دوری نیست
نور چشم منی از دیده روشن مگذر ۳
سر من گفت عدو لایق فتراک تو نیست
از سر دوست ببدگویی دشمن مگذر ۴
آتشی می فکند روی تو در خرمن گل
ای گل تازه عرق کرده به گلشن مگذر ۵
تاب دود دلت از سینه اهلی نبود
تو گل گلشن جانی سوی گلخن مگذر ۶
تا سرم خاک نسازی ز سر من مگذر ۱
خون کس دامن پاک تو نگیرد هرگز
از سر کشته خود برزده دامن مگذر ۲
در دل تیره اگر میگذری دوری نیست
نور چشم منی از دیده روشن مگذر ۳
سر من گفت عدو لایق فتراک تو نیست
از سر دوست ببدگویی دشمن مگذر ۴
آتشی می فکند روی تو در خرمن گل
ای گل تازه عرق کرده به گلشن مگذر ۵
تاب دود دلت از سینه اهلی نبود
تو گل گلشن جانی سوی گلخن مگذر ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۲۰ - ساقیا مستم لب خود از لب من دور دار
گوهر بعدی:شماره ۸۲۲ - توبه کردم از می و معشوق سرمستم دگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.