هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از توبه کردن از می و معشوق سخن میگوید و بیان میکند که دیگر هرگز توبه نخواهد کرد. او از جذبه عشق و تأثیر آن بر خود میگوید و اینکه چگونه عشق او را دگرگون کرده است. شاعر همچنین از رهایی از غصههای دنیا و امید به آیندهای بهتر سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند 'می' و 'معشوق' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۲۲ - توبه کردم از می و معشوق سرمستم دگر
توبه کردم از می و معشوق سرمستم دگر
توبه یی هرگز نکردم من که نشکستم دگر ۱
ذره خاکم ولی تا جذبه مهرم رسید
آنچنان برخاستم بیخود که ننشستم دگر ۲
دادم از دست آن دو زلف و رشته جانم گسست
آه اگر افتد سر زلف تو در دستم دگر ۳
یک دو روزی غصه دنیا دلم در بند داشت
شکر ساقی میکنم کز غصه وارستم دگر ۴
بخت اگر یاری کند اهلی گلی خواهد شکفت
غنچه دل را که در شاخ گلی بستم دگر ۵
توبه یی هرگز نکردم من که نشکستم دگر ۱
ذره خاکم ولی تا جذبه مهرم رسید
آنچنان برخاستم بیخود که ننشستم دگر ۲
دادم از دست آن دو زلف و رشته جانم گسست
آه اگر افتد سر زلف تو در دستم دگر ۳
یک دو روزی غصه دنیا دلم در بند داشت
شکر ساقی میکنم کز غصه وارستم دگر ۴
بخت اگر یاری کند اهلی گلی خواهد شکفت
غنچه دل را که در شاخ گلی بستم دگر ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۲۱ - شهسوارا، ز من سوخته خرمن مگذر
گوهر بعدی:شماره ۸۲۳ - پایه معراج جان خواهی ز دنیا درگذر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.