هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد هجران و فراق معشوق می‌نالد و از روزهای سخت دوری شکوه می‌کند. او از معشوق می‌خواهد که بازگردد تا دلش روشن شود و از تاریکی هجران رهایی یابد. شاعر همچنین از صبر و تحمل خود در برابر این فراق سخن می‌گوید و در نهایت به شکرگزاری برای روشنایی‌هایی که در شب‌های تیره دارد، می‌پردازد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۸۲۷ - بازآمدی که شمع دل افروزیم دگر

بازآمدی که شمع دل افروزیم دگر
کشتی و زنده کردی و می سوزیم دگر ۱

چرخم بروز هجر تو صد جام زهر داد
یارب مباد روزی ازین روزیم دگر ۲

روزم چو روشن از رخت ای آفتاب
مفکن زهجر خود بسیه روزیم دگر ۳

چاک دلم بسوزن مژگان خویش دوز
چشم از جمال خویش چه میدوزیم دگر ۴

آسوده گشته بود دل من بکنج صبر
چشم خوش تو کرد بد آموزیم دگر ۵

از روز هجر شکوه چو اهلی نمی کنم
شکر خدا که شمع شب افروزیم دگر ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۲۶ - یا مکن قول بتان گوش و بما خرده مگیر
گوهر بعدی:شماره ۸۲۸ - ای بچشم جان من حسن تو شورانگیزتر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.