هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق نافرجام و درد فراق سخن میگوید. شاعر از انتظار بیپایان، رنج عشق یکطرفه، و بیوفایی معشوق شکایت دارد و با تصاویر شاعرانه مانند "چشم کجبین آفتابی را دو میبیند" و "جرعهای میدهی آنهم به صد خون جگر"، عمق احساسات خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق، استعارههای پیچیده و احساساتی مانند درد عشق و رنج است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است با تجربیات عاطفی آنها همخوانی نداشته باشد.
شماره ۸۳۸ - پیش خورشید رخش کی ماه گردد جلوه گر
پیش خورشید رخش کی ماه گردد جلوه گر
چشم کج بین آفتابی را دو می بیند مگر ۱
گرچه میدانم نیایی سوی من شب تا به روز
چشم بر راه تو دارم گوش بر آواز در ۲
هرگزم جامی ندادی تا زچشمم خون نریخت
جرعه یی می میدهی آنهم بصد خون جگر ۳
کی گذارم ناوکت کز رشته جان بگذرد
کاینچنین مرغی بدام من نمیافتد دگر ۴
خون اهلی گر سگت ریزد شرف دارد بر او
ور نپوشد خون خود از دیگران خاکش بسر ۵
چشم کج بین آفتابی را دو می بیند مگر ۱
گرچه میدانم نیایی سوی من شب تا به روز
چشم بر راه تو دارم گوش بر آواز در ۲
هرگزم جامی ندادی تا زچشمم خون نریخت
جرعه یی می میدهی آنهم بصد خون جگر ۳
کی گذارم ناوکت کز رشته جان بگذرد
کاینچنین مرغی بدام من نمیافتد دگر ۴
خون اهلی گر سگت ریزد شرف دارد بر او
ور نپوشد خون خود از دیگران خاکش بسر ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳۷ - کاکل شکست و شد گره کار بسته تر
گوهر بعدی:شماره ۸۳۹ - معلم، آن گل نورا بخار و خس مگذرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.