خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که از عشق نافرجام و درد فراق سخن می‌گوید. شاعر از انتظار بی‌پایان، رنج عشق یکطرفه، و بی‌وفایی معشوق شکایت دارد و با تصاویر شاعرانه مانند "چشم کج‌بین آفتابی را دو می‌بیند" و "جرعه‌ای می‌دهی آنهم به صد خون جگر"، عمق احساسات خود را بیان می‌کند.

محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق، استعاره‌های پیچیده و احساساتی مانند درد عشق و رنج است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر دشوار بوده و ممکن است با تجربیات عاطفی آنها همخوانی نداشته باشد.

مشاهده کامل

شماره ۸۳۸ - پیش خورشید رخش کی ماه گردد جلوه گر

پیش خورشید رخش کی ماه گردد جلوه گر
چشم کج بین آفتابی را دو می بیند مگر ۱

گرچه میدانم نیایی سوی من شب تا به روز
چشم بر راه تو دارم گوش بر آواز در ۲

هرگزم جامی ندادی تا زچشمم خون نریخت
جرعه یی می میدهی آنهم بصد خون جگر ۳

کی گذارم ناوکت کز رشته جان بگذرد
کاینچنین مرغی بدام من نمیافتد دگر ۴

خون اهلی گر سگت ریزد شرف دارد بر او
ور نپوشد خون خود از دیگران خاکش بسر ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۳۷ - کاکل شکست و شد گره کار بسته تر
گوهر بعدی:شماره ۸۳۹ - معلم، آن گل نورا بخار و خس مگذرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.