هوش مصنوعی: شاعر از باد می‌خواهد که برقع معشوق را کنار نزند تا آتش عشقش پنهان بماند. از ساقی می‌خواهد که با یاد لب معشوق، باده دهد تا جانش در آتش حسرت نسوزد. از معشوق می‌خواهد که با گشودن زلفش، آرامش درونش را برهم نزند و با یادآوری خنده‌هایش، دلش را مانند غنچه پاره نکند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

شماره ۸۴۴ - ای باد مکش برقع جانان مرا باز

ای باد مکش برقع جانان مرا باز
روشن مکن این آتش پنهان مرا باز ۱

ساقی مدهم باده بیاد لب آن شوخ
در آتش حسرت مفکن جان مرا باز ۲

آسوده درونم نفسی گو مگشا زلف
آشفته مکن حال پریشان مرا باز ۳

در گریه چو خوابم برد ای ناله مزن دم
بیدار مکن دیده گریان مرا باز ۴

اهلی مدهم یاد از آن نوگل خندان
چون غنچه مکن پاره گریبان مرا باز ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۴۳ - جان رفت و دل مقید صد غم بود هنوز
گوهر بعدی:شماره ۸۴۵ - از تیر تو در خاک طپد مرغ هوا باز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.