هوش مصنوعی: این شعر از حافظ، بیانگر درد عشق و فراق است. شاعر از دوری معشوق شکایت دارد و با وجود جفاهای او، هنوز عشق نخستین در دلش باقی است. او از معشوق می‌خواهد که بازگردد و وعده مهر و وفا می‌دهد، اما در نهایت به این نتیجه می‌رسد که وصل ممکن نیست و کار را به خدا می‌سپارد.
رده سنی: 15+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر وجود دارد که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از واژه‌ها و ترکیبات ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال نامفهوم باشد.

شماره ۸۴۵ - از تیر تو در خاک طپد مرغ هوا باز

از تیر تو در خاک طپد مرغ هوا باز
از خاک مگر می طلبد تیر ترا باز ۱

از من چه رمیدی چکنم بهر تو یارب
مرغی که شد از دست نیاید به دعا باز ۲

در خشم روی بی سبب و مهر نمایی
ما دیگرت آریم بصد مهر و وفا باز ۳

هرگز نرود از دلم آن مهر نخستین
هرچند که دیدم همه عمر از تو جفا باز ۴

دور از درت آندل که کدورت زده گردید
بالله که صدش کعبه نیارد بصفا باز ۵

اندیشه وصلش نبود کار من و تو
اهلی مگر این کار گذاری بخدا باز ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۴۴ - ای باد مکش برقع جانان مرا باز
گوهر بعدی:شماره ۸۴۶ - مهی که چشم امیدم بسوی اوست هنوز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.