هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه بیانگر عشق و اشتیاق بیپایان شاعر به معشوق است. با وجود رنجها و ناامیدیها، امید و عشق او همچنان پابرجاست. شاعر از عناصری مانند شمع، غبار سوخته و آتش حسرت برای توصیف احساسات خود استفاده میکند و به داستان لیلی و مجنون اشاره میکند تا عمق عشق و اسارت خود را نشان دهد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات عشق ناکام و حسرت نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۸۴۶ - مهی که چشم امیدم بسوی اوست هنوز
مهی که چشم امیدم بسوی اوست هنوز
چراغ خلوت دل شمع روی اوست هنوز ۱
اگرچه در طلبش سوخت جان و شد برباد
غبار سوخته در جستجوی اوست هنوز ۲
بدان پری برسان ای نسیم بهر خدا
که دل در آتش حسرت ببوی اوست هنوز ۳
نماند لیلی و جان شکسته مجنون
اسیر حلقه زنجیر موی اوست هنوز ۴
چو شمع اگر همه عمرم در آرزو سوزد
هوای زندگی ام آرزوی اوست هنوز ۵
اگرچه یار نبخشد امید کس هرگز
امیدواری اهلی بسوی اوست هنوز ۶
چراغ خلوت دل شمع روی اوست هنوز ۱
اگرچه در طلبش سوخت جان و شد برباد
غبار سوخته در جستجوی اوست هنوز ۲
بدان پری برسان ای نسیم بهر خدا
که دل در آتش حسرت ببوی اوست هنوز ۳
نماند لیلی و جان شکسته مجنون
اسیر حلقه زنجیر موی اوست هنوز ۴
چو شمع اگر همه عمرم در آرزو سوزد
هوای زندگی ام آرزوی اوست هنوز ۵
اگرچه یار نبخشد امید کس هرگز
امیدواری اهلی بسوی اوست هنوز ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۴۵ - از تیر تو در خاک طپد مرغ هوا باز
گوهر بعدی:شماره ۸۴۷ - هجران گذشت و نوبت دیدن رسید باز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.