هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که از پایان هجران و رسیدن به دیدار معشوق سخن میگوید. شاعر با بیان احساسات خود از شادی دیدار و بازگشت معشوق مینویسد و از زیباییهای او یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۸۴۷ - هجران گذشت و نوبت دیدن رسید باز
هجران گذشت و نوبت دیدن رسید باز
نور دو دیده کوری دشمن رسید باز ۱
شکر خدا که طایر دولت شکار شد
شهباز عاشقان به نشیمن رسید باز ۲
چشم تو روشن ای دل مهجور کز سفر
آن توتیای دیده روشن رسید باز ۳
چشمم هنوز شمع جمالش ندیده سیر
اشک نشاط بین که بدامن رسید باز ۴
سیری ندارد از خط و خالش دلم دگر
مور حریص بین که بخرمن رسید باز ۵
اهلی بر آن نبود که گوید حدیث شوق
اما چه چاره قصه بگفتن رسید باز ۶
نور دو دیده کوری دشمن رسید باز ۱
شکر خدا که طایر دولت شکار شد
شهباز عاشقان به نشیمن رسید باز ۲
چشم تو روشن ای دل مهجور کز سفر
آن توتیای دیده روشن رسید باز ۳
چشمم هنوز شمع جمالش ندیده سیر
اشک نشاط بین که بدامن رسید باز ۴
سیری ندارد از خط و خالش دلم دگر
مور حریص بین که بخرمن رسید باز ۵
اهلی بر آن نبود که گوید حدیث شوق
اما چه چاره قصه بگفتن رسید باز ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۴۶ - مهی که چشم امیدم بسوی اوست هنوز
گوهر بعدی:شماره ۸۴۸ - هرچند که چون شمع مرا سوخته یی باز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.