هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد عشق و فراق شکایت میکند و از برق محبت و آتش عشق که زندگیاش را ویران کرده است، مینالد. او از اشکها و رنجهایش سخن میگوید و احساس میکند که مورد طعن و سرزنش دیگران قرار گرفته است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و طعن دیگران نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۸۵۰ - ای برق محبت که ره من زده یی باز
ای برق محبت که ره من زده یی باز
آتش بمن سوخته خرمن زده یی باز ۱
زینگونه که بردی بدر از خانه خویشم
برمن رقم گوشه گلخن زده یی باز ۲
ای جان من خانه خراب از چه جهت دست
در دامن آن خانه برافکن زده یی باز ۳
خواهی مگر ای اشک دگر خون مرا ریخت
ورنه چه مرا دست بدامن زده یی باز ۴
از طعن تو اهلی دل ما ریش از آن است
کازرده خاریم و تو سوزن زده یی باز ۵
آتش بمن سوخته خرمن زده یی باز ۱
زینگونه که بردی بدر از خانه خویشم
برمن رقم گوشه گلخن زده یی باز ۲
ای جان من خانه خراب از چه جهت دست
در دامن آن خانه برافکن زده یی باز ۳
خواهی مگر ای اشک دگر خون مرا ریخت
ورنه چه مرا دست بدامن زده یی باز ۴
از طعن تو اهلی دل ما ریش از آن است
کازرده خاریم و تو سوزن زده یی باز ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۴۹ - المنه لله که دگر مرغ خوش آواز
گوهر بعدی:شماره ۸۵۱ - گرچه زارم سوختی من عاشق زارم هنوز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.