هوش مصنوعی: این شعر از عشق نافرجام، رنج و حسرت سخن می‌گوید. شاعر از درد عشق، ناامیدی و ویرانی زندگی خود می‌نالد، اما هنوز امیدوار است. اشاره‌ای به داستان فرهاد و شیرین نیز شده که نماد عشق فداکارانه و بی‌پاسخ است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاطفی مانند عشق نافرجام، رنج و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اشارات ادبی مانند فرهاد و شیرین نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۸۵۲ - جان رفت و دل ز عشق پریشان بود هنوز

جان رفت و دل ز عشق پریشان بود هنوز
مست تو کی ز رفته پشیمان بود هنوز ۱

بگسست دست عمر ز دامان زندگی
بامن غم تو دست گریبان بود هنوز ۲

دارم دلی که در دهن شیر اگر فتد
مشغول عشق طرفه غزالان بود هنوز ۳

آتش ز سوز سینه ما در جهان فتاد
ما دم نمی زنیم که پنهان بود هنوز ۴

هرکس که بود کار خود از بخت راست کرد
بنیاد کار ماست که ویران بود هنوز ۵

بیمار عشق دیده فرو بست از حیات
چشم امید درپی درمان بود هنوز ۶

فرهاد مرد و صورت شیرین ز سنگ رفت
اهلی چه صورت است که حیران بود هنوز ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۵۱ - گرچه زارم سوختی من عاشق زارم هنوز
گوهر بعدی:شماره ۸۵۳ - عیسی دم من وقت سماع طرب انگیز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.