هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر عشق بیقید و شرط به معشوق، پایبندی به عهد عشق، و تمایل به مستی از دیدار یار است. همچنین، به مفاهیمی مانند یکرنگی در کفر و ایمان، ضرورت بیداری در راه عشق، و تنهایی و بیسامانی در عشق اشاره دارد. شاعر از دیوانگی در عشق و آزار خود سخن میگوید و در نهایت، به ارزش درد و رنج در مقایسه با نقد دولت در بازار خوبان میپردازد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، نیاز به درک و تجربهی زندگی برای درک کامل معانی شعر، و اشاره به مفاهیمی مانند کفر و ایمان که ممکن است برای سنین پایینتر پیچیده باشد.
شماره ۸۸۲ - ما که از اول بلی گفتیم با دلدار خویش
ما که از اول بلی گفتیم با دلدار خویش
تا قیامت بر نمیگردیم از گفتار خویش ۱
می بمستان ده که عاشق تشنه دیدار تست
جان ما را مست کن از شربت دیدار خویش ۲
کفر و ایمان هر دو را سررشته از یکرنگی است
کافری باید که ننگش آید از زناز خویش ۳
شیخ اگر از خواب لافد مرد راه عشق نیست
مرد را باید که بیداری بود در کار خویش ۴
چشم یاری کی بود از بخت بی سامان مرا
یار کس هرگز نگردد هرکه نبود یار خویش ۵
همت هر کس که بینم در پی آسایش است
اهلی دیوانه دایم در پی آزار خویش ۶
گرچه در بازار خوبان نقد دولت میخرند
دردمندان هم سری دارند با دستار خویش ۷
تا قیامت بر نمیگردیم از گفتار خویش ۱
می بمستان ده که عاشق تشنه دیدار تست
جان ما را مست کن از شربت دیدار خویش ۲
کفر و ایمان هر دو را سررشته از یکرنگی است
کافری باید که ننگش آید از زناز خویش ۳
شیخ اگر از خواب لافد مرد راه عشق نیست
مرد را باید که بیداری بود در کار خویش ۴
چشم یاری کی بود از بخت بی سامان مرا
یار کس هرگز نگردد هرکه نبود یار خویش ۵
همت هر کس که بینم در پی آسایش است
اهلی دیوانه دایم در پی آزار خویش ۶
گرچه در بازار خوبان نقد دولت میخرند
دردمندان هم سری دارند با دستار خویش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۸۱ - گریه خواهد ریخت خون من تو خود آسوده باش
گوهر بعدی:شماره ۸۸۳ - من نه آنم که بنالم ز دل افکاری خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.