خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا یک شعر عرفانی و فلسفی است که بر پذیرش ناپایداری دنیا و لذتهای آن تأکید دارد. شاعر از خواننده میخواهد که از غم و شادی به یک اندازه استقبال کند، زیرا هیچ چیز پایدار نیست. همچنین، او به بینیازی از جستجوی جاودانگی (مانند آب حیات یا جام جم) اشاره میکند و توصیه میکند که به جای نگرانی، از مواهب زندگی لذت ببرد.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و اسطورهای (مانند جام جم و آب خضر) نیاز به پیشزمینه فرهنگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب میشود.
شماره ۸۸۶ - بصبح وصل کشد این شب ستم خوشباش
بصبح وصل کشد این شب ستم خوشباش
رسد بخانه ما آفتاب هم خوشباش ۱
غمی که میرسد از دوست عاشقانه بکش
کسی همیشه نماند اسیر غم خوشباش ۲
تو مرغ زیرکی از خار و گل منال ایدل
چو خار و گل همه خواهد شدن عدم خوشباش ۳
ز بهر جام جم و آب خضر غصه مخور
نه آب خضر بماند نه جام جم خوشباش ۴
ز آفتاب به خیبت متاب رخ اهلی
که بر تو نیز فتد سایه کرم خوشباش ۵
رسد بخانه ما آفتاب هم خوشباش ۱
غمی که میرسد از دوست عاشقانه بکش
کسی همیشه نماند اسیر غم خوشباش ۲
تو مرغ زیرکی از خار و گل منال ایدل
چو خار و گل همه خواهد شدن عدم خوشباش ۳
ز بهر جام جم و آب خضر غصه مخور
نه آب خضر بماند نه جام جم خوشباش ۴
ز آفتاب به خیبت متاب رخ اهلی
که بر تو نیز فتد سایه کرم خوشباش ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۸۵ - کشته ام خار ملامت همه پیرامن خویش
گوهر بعدی:شماره ۸۸۷ - از یار مکن ناله و لب بسته ز غم باش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.