هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و اشتیاق به معشوق سخن میگوید و احساسات عمیق خود را بیان میکند. او از دیدن معشوق و بودن در کنارش لذت میبرد، اما از اضطراب و سردرگمی در برابر سوالات معشوق نیز رنج میبرد. شاعر آرزو میکند که بتواند معشوق را ببوسد و از لبانش شربتی بنوشد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شعری ممکن است برای سنین پایینتر پیچیده باشد.
شماره ۸۸۸ - چون بخیال آیدم سرو قباپوش خویش
چون بخیال آیدم سرو قباپوش خویش
آورم از شوق او دست در آغوش خویش ۱
وه چه خوش آندم که تو مست نشینی برم
وانکه نبینم دگر تکیه گهت دوش خویش ۲
چونکه سیوالی کنی مضطربم در جواب
بسکه همی گم کنم از سخنت هوش خویش ۳
گوشم از آن لب چه یافت دولت سر گوشیی
کاش توانستمی بوسه زدن گوش خویش ۴
چند چو اهلی ز دور لب گزم و خون خورم
شربتی آخر ببخش از لب چون نوش خویش ۵
آورم از شوق او دست در آغوش خویش ۱
وه چه خوش آندم که تو مست نشینی برم
وانکه نبینم دگر تکیه گهت دوش خویش ۲
چونکه سیوالی کنی مضطربم در جواب
بسکه همی گم کنم از سخنت هوش خویش ۳
گوشم از آن لب چه یافت دولت سر گوشیی
کاش توانستمی بوسه زدن گوش خویش ۴
چند چو اهلی ز دور لب گزم و خون خورم
شربتی آخر ببخش از لب چون نوش خویش ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۸۷ - از یار مکن ناله و لب بسته ز غم باش
گوهر بعدی:شماره ۸۸۹ - کوی او خواهی دلا محنت کش اغیار باش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.