خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از زبان عاشقی سخن میگوید که با وجود رنجهای فراوان، همچنان به معشوق وفادار است. شاعر از معشوق میخواهد که او را بیازماید و از او دوری نکند. همچنین، تأکید میکند که حتی در سختیها باید با یار درونی و حقیقی ارتباط داشت و از غیر دوری جست.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا نامفهوم باشد.
شماره ۸۸۹ - کوی او خواهی دلا محنت کش اغیار باش
کوی او خواهی دلا محنت کش اغیار باش
دم مزن خاموش همچون صورت دیوار باش ۱
امشبم خواب اجل خواهد ربود ای دل ولی
شایدم آن مه بپرسد دیده گو بیدار باش ۲
لاف عشقت میزند هر بی خبر ای مهربان
یک دو روزی از برای امتحان خونخوار باش ۳
گفتگوی مردمت غافل نگرداند ز یار
از برون باغیر گوی و از درون با یار باش ۴
تا نرانندت دگر اهلی ز کوی آن طبیب
نیست درمانی دگر افتاده و بیمار باش ۵
دم مزن خاموش همچون صورت دیوار باش ۱
امشبم خواب اجل خواهد ربود ای دل ولی
شایدم آن مه بپرسد دیده گو بیدار باش ۲
لاف عشقت میزند هر بی خبر ای مهربان
یک دو روزی از برای امتحان خونخوار باش ۳
گفتگوی مردمت غافل نگرداند ز یار
از برون باغیر گوی و از درون با یار باش ۴
تا نرانندت دگر اهلی ز کوی آن طبیب
نیست درمانی دگر افتاده و بیمار باش ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۸۸ - چون بخیال آیدم سرو قباپوش خویش
گوهر بعدی:شماره ۸۹۰ - نیست عیب از لاله گر لافد به گلبرگ ترش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.