هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان عاشقی سخن می‌گوید که از درد هجران و عشق رنج می‌برد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبایی مانند لاله، شمع، آتش و آب، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند. او از عشق به عنوان نیرویی سوزاننده یاد می‌کند که حتی در بهشت نیز نمی‌تواند تشنگی عاشق را برطرف کند. در نهایت، شاعر خود را گدای عشق می‌داند و امیدوار به لطف معشوق است.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.

شماره ۸۹۰ - نیست عیب از لاله گر لافد به گلبرگ ترش

نیست عیب از لاله گر لافد به گلبرگ ترش
هرکه در صحرا رآید عقل باشد کمترش ۱

شمع من کاش از سر بیمار هجران بگذرد
کز نظر خواهد شد امشب تا بروز محشرش ۲

بر لب آمد جان بیمارم چه باشد کز کرم
تازه سازد جانم از بوی لب جان پرورش ۳

تابش آتش اگر از آب ننشیند چرا
سوز دیگر میکند پیدا دلم از خنجرش ۴

ما و سوز دل که عالم گر پر از آب بقاست
مرغ آتشخواره جز آتش نباشد در خورش ۵

اینچنین کز سوختن اهلی به بیماری فتاد
خیزد از جا گر برانگیزد صبا خاکسترش ۶

هرکه او لب تشنه مرد از عشق گر باشد در بهشت
آتش لب تشنگی بنشاند آب کوثرش ۷

من کز از استغنای عشقم سوی شاهان چشم نیست
چشم دارم التفاتی از گدایان درش ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۴۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۸۹ - کوی او خواهی دلا محنت کش اغیار باش
گوهر بعدی:شماره ۸۹۱ - عاقبت بگذرد این تیره شب غم خوشباش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.