هوش مصنوعی:
متن بالا یک شعر عرفانی و اخلاقی است که بر اهمیت شادی و امیدواری در زندگی تأکید دارد. شاعر از مخاطب میخواهد که با وجود مشکلات و ناملایمات زندگی، خوشباش باشد و با دیگران نیز با مهربانی و شادی رفتار کند. همچنین، اشارهای به گذرا بودن سختیها و فرارسیدن صبح امید دارد.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در شعر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد، اما نوجوانان و بزرگسالان میتوانند از پیامهای آن بهرهمند شوند.
شماره ۸۹۱ - عاقبت بگذرد این تیره شب غم خوشباش
عاقبت بگذرد این تیره شب غم خوشباش
صبح امید شود همدم ما هم خوشباش ۱
همه عالم بتو ای خواجه گرفتم که بدند
تو گرانی مکن و با همه عالم خوشباش ۲
زخم دل به بود از منت مرهم ز طبیب
دست بر دل نه و بی منت مرهم خوشباش ۳
یکدم ای صبح سعادت که چراغم باقی است
تو هم آخر بمن سوخته یکدم خوشباش ۴
خوش برآ بر در آن مه بسگانش اهلی
سخن اینست که با عالم و آدم خوشباش ۵
صبح امید شود همدم ما هم خوشباش ۱
همه عالم بتو ای خواجه گرفتم که بدند
تو گرانی مکن و با همه عالم خوشباش ۲
زخم دل به بود از منت مرهم ز طبیب
دست بر دل نه و بی منت مرهم خوشباش ۳
یکدم ای صبح سعادت که چراغم باقی است
تو هم آخر بمن سوخته یکدم خوشباش ۴
خوش برآ بر در آن مه بسگانش اهلی
سخن اینست که با عالم و آدم خوشباش ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۹۰ - نیست عیب از لاله گر لافد به گلبرگ ترش
گوهر بعدی:شماره ۸۹۲ - تا تو زیر پوست همچون گرگی ای پشمینه پوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.