هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از تضادهای درونی و عاشقانه سخن میگوید. شاعر از دوری از معشوق (یوسف) و رنجهای عشق مینالد، همچنین به جوانمردی و صفای پیران اشاره میکند. در بخشهایی نیز به تعارض بین عشق و عقل پرداخته شده و از آتش درون و هیجان صحبت میشود. در پایان، شاعر از رنجهای دل مجروح خود و نالههایش میگوید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۸۹۲ - تا تو زیر پوست همچون گرگی ای پشمینه پوش
تا تو زیر پوست همچون گرگی ای پشمینه پوش
دوری از یوسف بکش ای خرقه پشمین ز دوش ۱
از جوانان ما جوانمردی ز ساقی یافتیم
در صف پیران صفا از روی پیر میفروش ۲
سر معراج محبت از دلم سر میزند
عشق میگوید بگو و عقل میگوید خموش ۳
یا رخی چون شمع باید یا دم گرمی چو نی
تا نباشد آتشی صحبت نمی آید به جوش ۴
هر کجا این لعبت چین در زبان آید چو شمع
دیگران چون صورت دیوار چشمانند و گوش ۵
وه که در بزم تو از دست رقیبان دمبدم
میخورم زهری ز جام عیش و میگویند نوش ۶
تا بکی اهلی خروشی یکنفس خاموش باش
کین دل مجروح ما را میخراشی زین خروش ۷
دوری از یوسف بکش ای خرقه پشمین ز دوش ۱
از جوانان ما جوانمردی ز ساقی یافتیم
در صف پیران صفا از روی پیر میفروش ۲
سر معراج محبت از دلم سر میزند
عشق میگوید بگو و عقل میگوید خموش ۳
یا رخی چون شمع باید یا دم گرمی چو نی
تا نباشد آتشی صحبت نمی آید به جوش ۴
هر کجا این لعبت چین در زبان آید چو شمع
دیگران چون صورت دیوار چشمانند و گوش ۵
وه که در بزم تو از دست رقیبان دمبدم
میخورم زهری ز جام عیش و میگویند نوش ۶
تا بکی اهلی خروشی یکنفس خاموش باش
کین دل مجروح ما را میخراشی زین خروش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۹۱ - عاقبت بگذرد این تیره شب غم خوشباش
گوهر بعدی:شماره ۸۹۳ - میرم بدان تغافل و پروا نکردنش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.