هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر عشق عمیق و فداکاری است که در آن شاعر از وصل معشوق به عنوان بهشت یاد میکند و درد فراق را ناچیز میشمرد. او زیبایی و جذابیت معشوق را توصیف میکند و عشق را به عنوان داغی شیرین و بخت بزرگی میستاید. همچنین، شاعر به مشکلات و سختیهای عشق اشاره میکند و امیدوار است که کشتی امیدش به ساحل برسد.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای درک کامل نیاز به بلوغ فکری و عاطفی داشته باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۸۹۷ - هرکو بهشت وصل او امروز باشد حاصلش
هرکو بهشت وصل او امروز باشد حاصلش
فردا بدوزخ گر رود دردی نباشد در دلش ۱
رویش چو گل افروخته نازش جهانی سوخته
حسنی چنان نازی چنین چون دل نگردد مایلش ۲
مایل بداغ بندگی هر کس نگشت از عشق او
داغ قبول عشق هم بختی بباید مقبلش ۳
مشکل اگر شمع فلک هرگز در آرد در نظر
هر کسکه ماهی اینچنین گاهی بود در منزلش ۴
مجنون چو نتواند شدن با محمل لیلی قرین
باری بهل ایساربان کز دور بیند محملش ۵
اهلی بگرداب غمش بحر کرم جو شد مگر
کاین کشتی امید من افتد گذر بر ساحلش ۶
فردا بدوزخ گر رود دردی نباشد در دلش ۱
رویش چو گل افروخته نازش جهانی سوخته
حسنی چنان نازی چنین چون دل نگردد مایلش ۲
مایل بداغ بندگی هر کس نگشت از عشق او
داغ قبول عشق هم بختی بباید مقبلش ۳
مشکل اگر شمع فلک هرگز در آرد در نظر
هر کسکه ماهی اینچنین گاهی بود در منزلش ۴
مجنون چو نتواند شدن با محمل لیلی قرین
باری بهل ایساربان کز دور بیند محملش ۵
اهلی بگرداب غمش بحر کرم جو شد مگر
کاین کشتی امید من افتد گذر بر ساحلش ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۹۶ - من آب خضر جویم بهر سگان کویش
گوهر بعدی:شماره ۸۹۸ - نشد از زخم تیر آهو گریزان روز نخجیرش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.