هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غنایی، از درد عشق و فراق میگوید. شاعر از زخمهای عشق، بیقراری عاشق، و نیاز به یاری معشوق سخن میراند. همچنین، از آرزوهای برآوردهنشده و امید به رهایی از رنج عشق مینویسد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانهی عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و فراق نیاز به درک عاطفی بالاتری دارند.
شماره ۸۹۸ - نشد از زخم تیر آهو گریزان روز نخجیرش
نشد از زخم تیر آهو گریزان روز نخجیرش
از آنشد تا کسی بیرون نیارد از درون تیرش ۱
هر آن عاشق که شد آشفته زنجیر موی تو
بجز پیش تو نتوان داشتن جایی بزنجیرش ۲
به خوابم دوش میخواندی میان لاله زار گل
مرا در خاک و خون خواهد نشاند امشب بتعبیرش ۳
الا ای مهربان تدبیر کار اشک ریزان کن
که آب از سر گذشت و ما نمیدانیم تدبیرش ۴
براه آرزو اهلی فتاده ذره خاک است
بیا ای آفتاب عاشقان از خاک برگیرش ۵
از آنشد تا کسی بیرون نیارد از درون تیرش ۱
هر آن عاشق که شد آشفته زنجیر موی تو
بجز پیش تو نتوان داشتن جایی بزنجیرش ۲
به خوابم دوش میخواندی میان لاله زار گل
مرا در خاک و خون خواهد نشاند امشب بتعبیرش ۳
الا ای مهربان تدبیر کار اشک ریزان کن
که آب از سر گذشت و ما نمیدانیم تدبیرش ۴
براه آرزو اهلی فتاده ذره خاک است
بیا ای آفتاب عاشقان از خاک برگیرش ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۹۷ - هرکو بهشت وصل او امروز باشد حاصلش
گوهر بعدی:شماره ۸۹۹ - بس گل شکفت و کرد خزان نوبهار خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.