خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غنایی، از درد عشق و فراق میگوید. شاعر از زخمهای عشق، بیقراری عاشق، و نیاز به یاری معشوق سخن میراند. همچنین، از آرزوهای برآوردهنشده و امید به رهایی از رنج عشق مینویسد.
محتوا شامل مضامین عاشقانهی عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و فراق نیاز به درک عاطفی بالاتری دارند.
شماره ۸۹۸ - نشد از زخم تیر آهو گریزان روز نخجیرش
نشد از زخم تیر آهو گریزان روز نخجیرش
از آنشد تا کسی بیرون نیارد از درون تیرش ۱
هر آن عاشق که شد آشفته زنجیر موی تو
بجز پیش تو نتوان داشتن جایی بزنجیرش ۲
به خوابم دوش میخواندی میان لاله زار گل
مرا در خاک و خون خواهد نشاند امشب بتعبیرش ۳
الا ای مهربان تدبیر کار اشک ریزان کن
که آب از سر گذشت و ما نمیدانیم تدبیرش ۴
براه آرزو اهلی فتاده ذره خاک است
بیا ای آفتاب عاشقان از خاک برگیرش ۵
از آنشد تا کسی بیرون نیارد از درون تیرش ۱
هر آن عاشق که شد آشفته زنجیر موی تو
بجز پیش تو نتوان داشتن جایی بزنجیرش ۲
به خوابم دوش میخواندی میان لاله زار گل
مرا در خاک و خون خواهد نشاند امشب بتعبیرش ۳
الا ای مهربان تدبیر کار اشک ریزان کن
که آب از سر گذشت و ما نمیدانیم تدبیرش ۴
براه آرزو اهلی فتاده ذره خاک است
بیا ای آفتاب عاشقان از خاک برگیرش ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۹۷ - هرکو بهشت وصل او امروز باشد حاصلش
گوهر بعدی:شماره ۸۹۹ - بس گل شکفت و کرد خزان نوبهار خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.