هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و فراق یار میگوید و از گریههای شبانه و اشکریزیهایش سخن میگوید. او آرزو میکند که معشوق را مانند شاخهگلی در آغوش بگیرد و از سخنان آبدار خود به عنوان تنها تسلی در بلا یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۸۹۹ - بس گل شکفت و کرد خزان نوبهار خویش
بس گل شکفت و کرد خزان نوبهار خویش
حسن تو همچو صورت چین برقرار خویش ۱
از بسکه بی تو شب همه شب گریه میکنم
شرمنده ام ز دیده شب زنده دار خویش ۲
ای دیده سیل اشک بر آن آستان مریز
کانجا نوشته ام سخنی یادگار خویش ۳
گل خوشه چین خرمن دولت شود مرا
گر بینمت چو شاخ گلی در کنار خویش ۴
چندانکه سوخت اهلی لب تشنه در بلا
آبی نیافت جز سخن آبدار خویش ۵
حسن تو همچو صورت چین برقرار خویش ۱
از بسکه بی تو شب همه شب گریه میکنم
شرمنده ام ز دیده شب زنده دار خویش ۲
ای دیده سیل اشک بر آن آستان مریز
کانجا نوشته ام سخنی یادگار خویش ۳
گل خوشه چین خرمن دولت شود مرا
گر بینمت چو شاخ گلی در کنار خویش ۴
چندانکه سوخت اهلی لب تشنه در بلا
آبی نیافت جز سخن آبدار خویش ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۹۸ - نشد از زخم تیر آهو گریزان روز نخجیرش
گوهر بعدی:شماره ۹۰۰ - چو وقت گریه کردن رو نهم بر سوی دیوارش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.