هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساس تنهایی، غم و درماندگی خود میگوید و دیوار را تنها همدم و مونس خود میداند. او از گریه کردن در کنار دیوار، افتادن در خاک و خون، بیماری و نوشتن بر دیوارهای غمانگیز سخن میگوید و در نهایت، به گفتوگو با دیوار برای تسکین دل خود میپردازد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و روانی مانند غم، تنهایی و درماندگی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است تأثیرات منفی بر روحیه آنها بگذارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۹۰۰ - چو وقت گریه کردن رو نهم بر سوی دیوارش
چو وقت گریه کردن رو نهم بر سوی دیوارش
شوم بهوش و باز آیم بهوش از بوی دیوارش ۱
چون مراغ بسملم گر افکند از کوی خود بیرون
طپم در خاک و خون چندان که افتم سوی دیوارش ۲
چون افتاده بیمارم که همچون صورت بیجان
نشستن نیستم قوت مگر پهلوی دیوارش ۳
نوشتم بر در و دیوار محنت خانه غم چندان
که از مشق جنون من سیه شد روی دیوارش ۴
چو نگذارد که رو درروی دیوارش نهم اهلی
دهم تسکین دل باری به گفتگوی دیوارش ۵
شوم بهوش و باز آیم بهوش از بوی دیوارش ۱
چون مراغ بسملم گر افکند از کوی خود بیرون
طپم در خاک و خون چندان که افتم سوی دیوارش ۲
چون افتاده بیمارم که همچون صورت بیجان
نشستن نیستم قوت مگر پهلوی دیوارش ۳
نوشتم بر در و دیوار محنت خانه غم چندان
که از مشق جنون من سیه شد روی دیوارش ۴
چو نگذارد که رو درروی دیوارش نهم اهلی
دهم تسکین دل باری به گفتگوی دیوارش ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۹۹ - بس گل شکفت و کرد خزان نوبهار خویش
گوهر بعدی:شماره ۹۰۱ - از حسرت آن لب که نبخشد شکر خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.