خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساس تنهایی، غم و درماندگی خود میگوید و دیوار را تنها همدم و مونس خود میداند. او از گریه کردن در کنار دیوار، افتادن در خاک و خون، بیماری و نوشتن بر دیوارهای غمانگیز سخن میگوید و در نهایت، به گفتوگو با دیوار برای تسکین دل خود میپردازد.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و روانی مانند غم، تنهایی و درماندگی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است تأثیرات منفی بر روحیه آنها بگذارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۹۰۰ - چو وقت گریه کردن رو نهم بر سوی دیوارش
چو وقت گریه کردن رو نهم بر سوی دیوارش
شوم بهوش و باز آیم بهوش از بوی دیوارش ۱
چون مراغ بسملم گر افکند از کوی خود بیرون
طپم در خاک و خون چندان که افتم سوی دیوارش ۲
چون افتاده بیمارم که همچون صورت بیجان
نشستن نیستم قوت مگر پهلوی دیوارش ۳
نوشتم بر در و دیوار محنت خانه غم چندان
که از مشق جنون من سیه شد روی دیوارش ۴
چو نگذارد که رو درروی دیوارش نهم اهلی
دهم تسکین دل باری به گفتگوی دیوارش ۵
شوم بهوش و باز آیم بهوش از بوی دیوارش ۱
چون مراغ بسملم گر افکند از کوی خود بیرون
طپم در خاک و خون چندان که افتم سوی دیوارش ۲
چون افتاده بیمارم که همچون صورت بیجان
نشستن نیستم قوت مگر پهلوی دیوارش ۳
نوشتم بر در و دیوار محنت خانه غم چندان
که از مشق جنون من سیه شد روی دیوارش ۴
چو نگذارد که رو درروی دیوارش نهم اهلی
دهم تسکین دل باری به گفتگوی دیوارش ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۹۹ - بس گل شکفت و کرد خزان نوبهار خویش
گوهر بعدی:شماره ۹۰۱ - از حسرت آن لب که نبخشد شکر خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.