هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از درد عشق و فراق میگوید. شاعر از حسرت و اندوه خود سخن میگوید و به داستانهای نمادین مانند یعقوب و پسرش اشاره میکند. او از رنجهای عشق و دوری از معشوق مینالد و امیدوار است که روزی حقایق آشکار شود.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و نمادین است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، اشاره به داستانهای پیچیده مانند یعقوب و پسرش ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۹۰۱ - از حسرت آن لب که نبخشد شکر خویش
از حسرت آن لب که نبخشد شکر خویش
طوطی زده منقار بخون جگر خویش ۱
من چون نخورم خون ز جگر گوشه مردم
یعقوب شنیدی که چه دید از پسر خویش ۲
در خاک اگر افکنی از عرش غمم نیست
زنهار مینداز مرا از نظر خویش ۳
آن گمشده ام من که ندارم خبر از خود
کو واقف حالی که بپرسم خبر خویش ۴
از گوهر خود تیغ زبان چند کشد خصم
امید که تیغ تو نماید گهر خویش ۵
داغی است بهر گام درین رهگذر تنگ
طاووس صفت پهن مکن بال و پر خویش ۶
تا پا بسر خود ننهی دوست نیابی
اهلی بسر دوست که بگذر ز سر خویش ۷
طوطی زده منقار بخون جگر خویش ۱
من چون نخورم خون ز جگر گوشه مردم
یعقوب شنیدی که چه دید از پسر خویش ۲
در خاک اگر افکنی از عرش غمم نیست
زنهار مینداز مرا از نظر خویش ۳
آن گمشده ام من که ندارم خبر از خود
کو واقف حالی که بپرسم خبر خویش ۴
از گوهر خود تیغ زبان چند کشد خصم
امید که تیغ تو نماید گهر خویش ۵
داغی است بهر گام درین رهگذر تنگ
طاووس صفت پهن مکن بال و پر خویش ۶
تا پا بسر خود ننهی دوست نیابی
اهلی بسر دوست که بگذر ز سر خویش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۰۰ - چو وقت گریه کردن رو نهم بر سوی دیوارش
گوهر بعدی:شماره ۹۰۲ - تا شسته شد ز شیر لب روح پرورش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.