این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از پاکی و قداست عشق الهی سخن میگوید. شاعر از شیرینی و خلوص عشق روحپرور سخن میگوید که هیچ آلودگی در آن راه ندارد. همچنین، به نخل مراد و باد صبح اشاره میکند که نمادهای عرفانی هستند. در ادامه، از بت زیبایی میگوید که نگاهش پر از حیا است و از پاکی سینه و آینهوار بودن سخن میراند. در پایان، به جذب مهر و عشق اشاره میکند که همچون آهنربا دلها را به سوی خود میکشد.
این متن دارای مفاهیم عرفانی و ادبی پیچیده است که درک آن برای سنین پایین دشوار است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد.
شماره ۹۰۲ - تا شسته شد ز شیر لب روح پرورش
هیچ از دهان کس نشد آلوده شکرش ۱
آن شاخ گل که نخل مرادیست این زمان
جز باد صبح کس نگرفته است در برش ۲
آه از بتی که چشم اگر برمنش فتد
هرگز نمی فتد ز حیا چشم دیگرش ۳
گر لوح سینه پاک نسازم ز نقش غیر
نتوان که همچو آینه باشم برابرش ۴
آهن رباست خاطر اهلی بجذب مهر
هرچند از آهن است دل سخت دلبرش ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.