هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر عشق و اشتیاق شدید شاعر به معشوق است. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند کوهکن، شیرین، سرو، و شمع، احساسات عمیق خود را توصیف میکند. او از درد هجران و سوختن در آتش عشق میگوید و آرزو میکند که ای کاش میتوانست مانند کوهکن، کوه را از جای خود بردارد یا مانند شمع در راه معشوق بسوزد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد هجران و سوختن در عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۹۰۴ - کوهکن چون بر نیامد با دل خود رای خویش
کوهکن چون بر نیامد با دل خود رای خویش
عاقبت از عشق شیرین تیشه زد بر پای خویش ۱
کاش من بودم بجای کوهکن در بیستون
تا به آهی برگرفتم کوه را از جای خویش ۲
گر تو ای بت آتشم در جان زنی چون برهمن
کافرم گر یکسر مو باشدم پروای خویش ۳
تا خرام سرو بالایت به گلشن دیده است
خشک برجا مانده سرو از خجلت بالای خویش ۴
سرو قدان جمله در رقصند از شوقت چه شد
گر تو هم در رقص آری قامت رعنای خویش ۵
در خیال برق وصلت می پزم سودای خام
میگدازم همچو شمع از آتش سودای خویش ۶
چون چراغ مرده اهلی در شب تاریک هجر
سوختم از دود دل بی شمع بزم آرای خویش ۷
عاقبت از عشق شیرین تیشه زد بر پای خویش ۱
کاش من بودم بجای کوهکن در بیستون
تا به آهی برگرفتم کوه را از جای خویش ۲
گر تو ای بت آتشم در جان زنی چون برهمن
کافرم گر یکسر مو باشدم پروای خویش ۳
تا خرام سرو بالایت به گلشن دیده است
خشک برجا مانده سرو از خجلت بالای خویش ۴
سرو قدان جمله در رقصند از شوقت چه شد
گر تو هم در رقص آری قامت رعنای خویش ۵
در خیال برق وصلت می پزم سودای خام
میگدازم همچو شمع از آتش سودای خویش ۶
چون چراغ مرده اهلی در شب تاریک هجر
سوختم از دود دل بی شمع بزم آرای خویش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۴۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۰۳ - ره ز مستی بزنم باز به ویرانه خویش
گوهر بعدی:شماره ۹۰۵ - چند سوزیم ز داغ دل بیحاصل خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.