هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد و رنج عشق بیحاصل و دلسوختگی خود میگوید. او از داغ دل و غمهایش شکایت دارد و خود را مانند مجنون و شمع میداند که در آتش عشق میسوزد. همچنین، او از بیوفایی یاران و تنها ماندن در دنیای خود سخن میگوید و احساس میکند مانند صیدی است که به دست قاتل خود افتاده است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و غمگین است که درک آنها نیاز به بلوغ عاطفی و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۹۰۵ - چند سوزیم ز داغ دل بیحاصل خویش
چند سوزیم ز داغ دل بیحاصل خویش
آه ازین داغ دل و وای ز دست دل خویش ۱
هرکه در دست غمم دید بدین سوختگی
گفت بازآمده مجنون سوی سرمنزل خویش ۲
میگدازد همه شب همنفسم شمع صفت
بسکه از آتش دل گرم کنم محفل خویش ۳
دانه مهر ز آب و گل یاران ندمید
جای این دانه ندیدم بجز آب و گل خویش ۴
اینچنین صید صفت کشته که اهلی افتاد
وه که بر گیردش از خاک مگر قاتل خویش ۵
آه ازین داغ دل و وای ز دست دل خویش ۱
هرکه در دست غمم دید بدین سوختگی
گفت بازآمده مجنون سوی سرمنزل خویش ۲
میگدازد همه شب همنفسم شمع صفت
بسکه از آتش دل گرم کنم محفل خویش ۳
دانه مهر ز آب و گل یاران ندمید
جای این دانه ندیدم بجز آب و گل خویش ۴
اینچنین صید صفت کشته که اهلی افتاد
وه که بر گیردش از خاک مگر قاتل خویش ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۰۴ - کوهکن چون بر نیامد با دل خود رای خویش
گوهر بعدی:شماره ۹۰۶ - ای اجل مهلت من ده که ببوسم دامنش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.