هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و علاقهی خود به معشوق سخن میگوید و از ترس آسیب دیدن او یا ایجاد تهمتهای ناروا ابراز نگرانی میکند. او همچنین از زیبایی و تأثیر معشوق بر دیگران صحبت میکند و احساسات عمیق خود را بیان میدارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و ظرافتهای شعری است که درک آنها به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۹۰۷ - نمیخواهد که دست کس رسد بر طاق ابرویش
نمیخواهد که دست کس رسد بر طاق ابرویش
بود پیوسته آن ابرو بلند از تندی خویش ۱
چنین در خاک و خون افتاده ام مگذرا ای همدم
که میترسم بخون من کشد تهمت سگ کویش ۲
پی تسکین دل خواهم نشینم پهلویش لیکن
دلم افزون طپد هرگه رسد پهلو به پهلویش ۳
همان بهتر که لب بندم زآه گرم پیش او
مبادا در عرق افتد زآه من گل رویش ۴
سگ مشکین غزال خود من از بوی خوشم باری
که هرجا بگذرد خلقی برآسایند از بویش ۵
مبین زنهار ای همدم چو اهلی سرو قد او
که حسرت بار می آرد هوای سرو دلجویش ۶
بود پیوسته آن ابرو بلند از تندی خویش ۱
چنین در خاک و خون افتاده ام مگذرا ای همدم
که میترسم بخون من کشد تهمت سگ کویش ۲
پی تسکین دل خواهم نشینم پهلویش لیکن
دلم افزون طپد هرگه رسد پهلو به پهلویش ۳
همان بهتر که لب بندم زآه گرم پیش او
مبادا در عرق افتد زآه من گل رویش ۴
سگ مشکین غزال خود من از بوی خوشم باری
که هرجا بگذرد خلقی برآسایند از بویش ۵
مبین زنهار ای همدم چو اهلی سرو قد او
که حسرت بار می آرد هوای سرو دلجویش ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۰۶ - ای اجل مهلت من ده که ببوسم دامنش
گوهر بعدی:شماره ۹۰۸ - در غمت گر جان غم پرور نباشد گو مباش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.