هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که بر اهمیت عشق و یار مهربان تأکید دارد. شاعر بیان می‌کند که بدون عشق و محبت، زندگی ارزشی ندارد و حتی نعمات دیگر مانند ثروت و شراب بهشتی نیز بدون وجود یار، بی‌معنا هستند. همچنین، شعار به مفاهیمی مانند ایمان، کفر، و صبر در راه عشق اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند شراب و کفر ممکن است نیاز به توضیح بیشتری داشته باشند.

شماره ۹۰۸ - در غمت گر جان غم پرور نباشد گو مباش

در غمت گر جان غم پرور نباشد گو مباش
چون تو باشی جان من جان گر نباشد گو مباش ۱

سجده روی تو ای بت کفر و ایمان منست
سر نمیتابم ازین گر سر نباشد گو مباش ۲

از عدم بهر تو جان در ملک هستی آمده
گر تو میگویی درین کشور نباشد گو مباش ۳

یوسف جان باتو میباید که باشد همنفس
گر ترا ایخواجه سیم و زر نباشد گو مباش ۴

گر دم آبی دهد ساقی شراب کوثر است
مست ساقی باش اگر کوثر نباشد گو مباش ۵

کار ما لب تشنگان طوطی صفت شکرست و بس
لب بخون تر کن اگر شکر نباشد گو مباش ۶

یار باید مهربان اهلی مرا چون آفتاب
یاری چرخ ستمگر گر نباشد گو مباش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۰۷ - نمیخواهد که دست کس رسد بر طاق ابرویش
گوهر بعدی:شماره ۹۰۹ - هرکه شد سویش چو سایه در قفا می افتمش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.